امروز پنجشنبه, 04 اسفند 1390
 
 
 

ترافیک

من در شبکه های اجتماعی

Rasoul Abdian

Create Your Badge

PageRank

PageRank

سردابی ها

آگهی
آگهی
آگهی
آگهی
آگهی
آگهی
 
کمی طنز، کمی جدی PDF  | چاپ |  نامه الکترونیک
قلم - روزنوشت
يكشنبه 30 بهمن 1390 ساعت 17:30

خرج کردن از دسته چک دیگران کار لذت بخشی است تا زمانی که موجودی داشته باشد و زمانی هم که خالی از موجودی است کار ساده ایست !

دیگران را نرده بان کردن هم کار لذت بخشی است البته تا زمانی که شانه هایش بتواند تحمل کند ! (برای بهره حداکثری در این مورد از کفش های زمین چمن با میخ مبسوط استفاده کنید )

سواری گرفتن از ملت هم این روزا بسیار مورد توجه قرار می گیرد البته تا وقتی که کمر مورد سواری، فشار را تحمل کند !(در اکثر موارد هم که منجر به شکستن کمر می شود توصیه می شود شتر دیدی ندیدی ! )

خودبزرگ بینی و کم بینی دوست و آشنا هم که مایه فخر است البته تا زمانی خود واقعی انسان رخ نمایان کند ! ( در جای که قدرت نمایش خود را دارید خود را خیلی فوق العاده با ویژگی های دست نیافتنی معرفی کنید در عین حال یک نیشگون هم از رفیقتان که در همان جمع است بگیرید برای این مثال شبکه های اجتماعی پیشنهاد می شود زیرا آنچنان قدرت دفاع ندارد )

برای سه مورد اول شما نیاز دارید کیس خود را خر کنید (دقت داشته باشید که او را باید خر کنید،نه این که خر فرض کنید) برای خر کردن پیشنهاد می شود که کیس خود را از میان دوستان یا آشنایان دارای شان و شخصیت انتخاب کنید زیرا دوستان ببوگلابی نه دسته چک پرپولی دارند نه نردبان امنی هستند و نه اساسا خوب سواری می دهند ! (اینکه چگونه کیس مورد نظر خود را خر کنید بستگی به هنر شما دارد )

اما در مورد آخر کمی باید پر رو (شجاع) باشید و از تلفیق خودبزرگ بینی و کم بینی دیگران، به یک برنامه راهبردی جهت تخریب شخصیت و در نهایت رسیدن به هدف خود برسید .

برای این کار چند راه پیشنهاد می شود :

از موضع ضعف حملات خود را انجام دهید، همواره خود را مظلوم نشان دهید در عین حال ویژگی های مثبت خود را بیان کنید و از پایین تر بود دیگران شکایت کنید(البته اینم بگم که خلایق هرچه لایق)

از موضع قدرت حمله کنید هم خود را تایید کنید هم فرد مورد نظر را تکذیب در عین حال آنقدر با عملیات روانی او را بکوبید تا حتی راه نفس کشیدنش عوض یا بسته شود !

ناگفته نماند که ممکن است در تمام این مسیر که در حال لذت از کرم ریختن می باشید به این علت باشد که طرف مقابل شما را جزو دسته ببو گلابی ها قرار داده باشد و اساسا شما را آدم به حساب نمی آورد چه برسد به اینکه خود را طعمه شما بکند، اینجاست که باید فکری بحال خود بکنید و دست از کرم ریزی های شبانه روزی و پیاده روی روی اعصاب دیگران بردارید شاید که رستگار شوید (به همت خودتون بستگی داره ببوگلابی های عزیز)

نکته به تمامی عزیزانی که از این راه ها در صدد تخریب یا هر گونه ضربه به اینجانب می باشند : سه خط آخر رو مجددا بخونید :دی

پ.ن:هرچی کمتر از این کارا بکنید بهتره یعنی به نفع خودتونه !

 
دارد می گذرد PDF  | چاپ |  نامه الکترونیک
قلم - روزنوشت
سه شنبه 18 بهمن 1390 ساعت 12:06

دارد می گذرد ...

بی رمق شده ام در این چهاردیواری دوار ،خورشید از دیوار سمت راستم طلوع و از دیوار سمت چپم غروب می کند،نمی دانم از کجا می آید و به کجا می رود.حجم فکری من مساحت سقف چهار دیواریست و بس ! روزها روشن است به نور خورشید و شب ها مهتاب است ! امروز برف بارید از صبح خورشید را ندیده ام ولی حسش می کنم نیست اما اینجا بی او روشن است !

خوبی این چهار دیواری دوار این است که سقفش آسمان است و متغیر ! و من متعجب از چرخ گردون !

اینجا زمین سقف ندارد

دارد می گذرد ...

شور و حال عجیبی دارم در این چهار دیوار دوار،خورشید از دیوار سمت راستم طلوع و از دیوار سمت چپم غروب می کند،نمی دانم از کجا می آید و به کجا می رود.حجم فکری من مساحت سقف چهار دیواریست و بس ! روزها روشن است به نور خورشید و شب ها مهتاب است ! امروز برف بارید از صبح خورشید را ندیده ام ولی حسش می کنم نیست اما اینجا بی او روشن است !

خوبی این چهار دیواری دوار این است که سقفش آسمان است و متغیر ! و من متعجب از چرخ گردون !

اینجا هم زمین سقف ندارد !

چه خوب باشی چه بد ، چه بی رمق باشی چه در اوج انگیزه ، خودت سازنده آن هستی. چرخ و فلک دست به دست هم نداده اند تا تو خوشبخت یا بدبخت شوی ! مسئول شفاوت و سعادت انسان خود اوست . اگر دنیا در سعادت و شقاوت ما دخیل بود دیگر اختیار ما کشک بود !

خود کرده را تدبیر نیست

هیچ شباهتی به آدم یک ماه قبل ندارم

سخت در این روزمرگی غرقه میزنم در این زمین مرداب گونه

پ.ن:حوصله ویرایش و غلط گیری ندارم ایرادی داشت گوشزد کنید / ممنون

 

 
تشکرنامه PDF  | چاپ |  نامه الکترونیک
قلم - روزنوشت
جمعه 14 بهمن 1390 ساعت 12:08

می خوام تشکر کنم از دنیزلی از علی کریمی از رایمون زاید از اولادی با تعصب از عزیز محمدی خیر از کمیته داوران محترم از همه و همه !

می خوام تشکر کنم از خانم ذولفقاری استاد درس هوش مصنوعی که تو یه ماراتن نفس گیر مرام رو در حقم تموم کرد !

می خوام تشکر کنم از هوای زیر صفر زمستون از روستای خوش آب و هوامون که هر لحظه یه نعمت خدا رو واسمون داره !

می خوام تشکر کنم از لبخند و آرامشی که این روزا دارم !

خوبم و آروم . . .

 
این روز آخر سخت ! PDF  | چاپ |  نامه الکترونیک
قلم - روزنوشت
چهارشنبه 05 بهمن 1390 ساعت 09:23

پنجمین روز از بهمن 90 و روز پایانی امتحانات ترم هفتم که شامل 3 امتحان در یک روز و خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل !

امروز آخرین روز ترم هفت محسوب و میشه و پرونده این ترم هم بسته ، فردا به همراه یکی از دوستانم عازم مشهد هستم به مدت نزدیک به یک ماه ، انجام کارهای عقب افتاده به واسطه امتحانات ، یک مسافرت کوتاه و یک استراحت حسابی هم از اعم برنامه های بین دو ترم هست !

فعلا تا یک ریکاوری اساسی پست نخواهم داشت

 
<< ابتدا < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>